داراي تحصيلات عربي بود. بدين ترتيب وي تحت تأثير سرمشق‌هاي اسلامي قرار گرفت‌، ولي‌ در عين حال رياضيداني اصيل بود، با ذهني واقعاً خلاق‌. او از منابع عربي و يوناني قابل دسترس‌ به صورتي مستقل بهره‌مند شد. نخستين و مهم‌ترين تأليفش كتاب حساب بود كه در 1202، پديدار شد، و اين تاريخ را بايد مبدأ پيدايش رياضيات اروپايي به حساب آورد. كتاب حساب‌ داراي نوآوري‌هاي زيادي است‌، از قبيل نخستين نمونه از سري‌هاي لامه‌، و قضاياي جديد درباره‌ٴ اعداد اول‌، هم‌چنين نخستين توصيف كامل ارقام هندي و كاربرد آنها به زبان لاتيني‌. در 1220، كتابي در باب هندسه نوشت‌، و در آن براي حل مسئله‌هاي هندسي از جبر استفاده كرد. پنج سال بعد، دو اثر كوچك‌تر تأليف كرد ــ به نام شكوفه‌ها و كتاب معادلات درجه‌ٴ دوم‌ (مربعات‌)، كه خلاقيت ذهن او در آنها بيشتر به چشم مي‌خورد. شكوفه‌ها بيشتر از آناليزهاي‌ ديوفانتوسي بحث مي‌كرد، ولي شايد مهيج‌ترين نوآوري آن‌، هرچند ظاهراً خيلي خام بود، توضيح اعداد منفي به صورت بدهي بود. كتاب معادلات درجه‌ٴ دوم (مربعات‌) از مسائل مشابه و نظريه‌ٴ اعداد بحث مي‌كند.
يوردانوس نموراريوس در مقام مكانيكدان اهميتي بيش از رياضيدان محض داشت‌؛ با اين‌ همه‌، كارهاي رياضي‌اش درخور توجه است‌. او دو رساله درباره‌ٴ حساب نوشت كه با آثار فيبوناتچي تفاوت زيادي داشت‌، بدين معني كه از نفوذ معلومات اسلامي به دور بود و از سنت‌ قديم نيكوماخوس و بويتيوس پيروي مي‌كرد. وي در مقام تعميم به جاي اعداد از حروف‌ استفاده كرد، فيبوناتچي اين كار را دست كم در يك مورد انجام داد، ولي نموراريوس مرتباً بدان‌ پرداخت‌. او به كشف برخي قضاياي جديد در نظريه‌ٴ اعداد نايل شد. وي رساله‌اي در جبر و دو رساله در هندسه نوشت‌. يكي از اين رساله‌ها در باب رياضيات نجومي است‌، شامل نخستين‌ اثبات كلي خاصيت اساس تسطيح كره (تصوير دايره به صورت دايره درمي‌آيد).
رساله‌اي در باب حساب از همان زمان‌، به نام تحقيق آلگوريسم‌، كه گاه به نموراريوس نسبت‌ داده شده‌، احتمالاً متعلق به مكتب اوست‌؛ ولي نمي‌توان اطمينان داشت كه در نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ سيزدهم‌، پديد آمده باشد؛ بلكه احتمالاً مربوط به مدتي بعد است‌. موٴلف احتمالاً استاد گرناردوس‌ نامي بوده كه درباره‌ٴ او چيزي نمي‌دانيم‌. توضيح آلگوريسم هم مانند رساله‌هاي نموراريوس منشأ بويتيوسي دارد، و به دو بخش تقسيم شده كه به ترتيب از عدد صحيح و كسر صحبت مي‌كند. در آن نوآوري مهمي به چشم نمي‌خورد ــ ولي به‌خاطر رواج فوق‌العاده‌اش درخور توجه است‌.
بي‌شك واقعيت رستاخيز رياضي در غرب مسسيحي را اقدامات بسياري از افراد كوچك‌تر اثبات مي‌كند. وجود دو رياضيدان صاحب نبوغ چون فيبوناتچي و نموراريوس به خودي خود دليل كافي نيست‌، چون نبوغ اتفاقي است‌. كاملاً مي‌توان دريافت‌، در حالي كه معيارهاي رياضي‌ را مي‌توان بنابر شرايط مختلفي تعيين كرد، ظهور نبوغ رياضي‌، نوعي معجزه به‌شمار مي‌رود.